![]() |
![]() |
|
| خاطرات تقریبا روزانه ی من... |
|
فکر می کنم این جمله یکی از آرامش بخش ترین و زیباترین جمله های تاکیدی باشه که تا حالا شنیدم....
منکه عشق تو ام ... توام که عشق منی... پس این همه فاصله واسه چیه؟!!!!
خدایا همه ی مریض ها رو شفا بده... ما رو هم همراشون....
و برای امروز یکی دیگه از موزیک های یانی رو می ذارم به اسم نایتینگل موزیک ملایم و بسیار زیبایی است.. از اون موسیقی هایی که خوراک مدیتیشن و آرامش و این حرفاست.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 15:26 توسط ماهک |
|
|
من تو را تا بی کران ها من تو را تا کهکشانها از زمین تا آسمان ها دوست دارم ..... وقتی اینجوری راجع به داداشی حرف می زنی... وقتی که می بینم اونقدر مهربونی که حاضری به خاطر دوستی و رفاقتت غرورتو زیر پا بذاری کاری که اگه پای خودت وسط بود هیچوقت انجامش نمی دادی... بیشتر و بیشتر عاشقت می شم.. مرد من ممنونم برای همه ی مهربونیات.....
یه کار جدید داره بهم پیشنهاد میشه یه دپارتمان جدید که خودم باید شروعش کنم مثل همیشه اما خوبه یه انرژی جدید رو تو خودم احساس می کنم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 15:28 توسط ماهک |
|
|
دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه.... اما من نفرینش نمی کنم... دعا می کنم هرکسی که نمی خواد من و تو تا همیشه با هم باشیم خدا بهش نعمت درک عشق رو بده و بعد از اون عاشقش کنه....
بنابر اطلاعات واصله مبنی بر دپرس کننده بودن وبلاگ موزیک آن را تغییر دادیم... نظر بدهید خوب است یا نه اما ما این موزیک را بسیار دوست می داریم...
پیراهنت را که می بوسم ... بوی آرامش در دلم می پیچد... بوی اطمینان... بوی پشتوانه... بوی مردی که مال من است ... مهربان است و همیشه دوستم خواهد داشت... چشمهایم را می بندم و بوی پیراهنت را دوره می کنم... تو محکم تر در آغوشم می کشی و من سر را درون سینه ات گم می کنم.. در تو غرق می شوم و ....
جا داره یه یادی هم بکنیم از حسین منزوی شاعر خوب معاصر سراینده ی ترانه وبلاگم... روحش شاد...
نسخه اصلی شعر بالا اینگونه سروده شده بود ( اونکه میون من و تو میخواد یه دیوار بکشه ... دل می گه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه) لینک دانلود آهنگی که مرجان با عنوان سکه ی ماه روی همین ترانه خوانده رو هم براتون می ذارم... لذت ببرید... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 14:8 توسط ماهک |
|
|
از یه طرف امتحانا شروع شده و کلی درس تلنبار شده دارم... لوزه هام شده اندازه ی بزرگترین گردو های عالم و از درد داره منفجر میشه.. از یه طرف دیگه دارم تو تب می سوزم و جزغاله می شم.. و از طرف دیگه هم دلم کلی و حسابی و از این حرفا واسه بابایی ام تنگیده اساسی... امروز قراره یه همکار جدید برامون بیارن... جالبه واحد ما داره عین قارچ نیرو اضافه می کنه در حالی که من خودم هنوز بیکارم و کار و بار درست و حسابی ندارم... بدجور محتاجیم به دعا.....!!!!!!
بعدا نوشت- امروز و فردا و پس فردا رو باید برم خونه استراحت.... اما فقط فردا رو می رم.. یادم رفته بود لینک موزیک رو بذارم آهنگ به تکرار غم نیما ی داریوش رو براتون می ذارم لذت ببرید.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 11:17 توسط ماهک |
|
|
I close my eyes, Oh God I think I'm falling عزیز دل در خواب من... چقدر دلم می خواست قبل از خواب پیشانی ات رو می بوسیدم ... از راه دور برات آرزوی زیباترین رویاها رو می کنم... آخ که چقدر دلتنگتم... واما امروز یکی از آهنگ های بسیار قدیمی مدوناLike A Prayer رو براتون می ذارم... که سرش کلی دعوا و از این حرفها بوده اما متن آهنگ واقعا تکان دهنده است... یه جور راز و نیاز دوست داشتنیه... لینک دانلود آهنگ لینک متن ترانه
یک هموطن به کمکمون نیاز داره لینک های زیر رو حتما ببینید... http://tofighi.wordpress.com/2009/12/24/help-mona/
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:49 توسط ماهک |
|
|
بابایی خیلی خوشحالم که اعتقاد داری من بهتر از هرکسی می شناسمت...و دلم می خواد همونقدری که من تو رو می شناسم تو هم منو بشناسی...درسته که من از مهربونی ات می ترسم اما بهش افتخار هم می کنم... اما یادت باشه ها هرچقدر هم که محکم باشم به تکیه گاه عشق تو نیاز دارم.. و درباره عنوان پست قبلی ... از نظر من شهید کسی است که جونش رو در راه اعتقاداتش بده... یه آلبوم درباره ی عاشورا کار مشترکی از رضاصادقی-محمد علیزاده- محسن چاوشی و مهدی یغمایی شنیدم که خیلی زیبا بود یکی از آهنگ ها که مهدی یغمایی خوانده به اسم گل پرپر براتون می ذارم ... التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 11:25 توسط ماهک |
|
|
بابایی ام در سلامت کامل به سر می برند.. این دو سه روز تعطیلی چشم و دلمان حسابی دلی از عزا در آوردند و یکی دو بار همدیگر را دیدند و ... عاشورا و تاسوعا را در خانه به سر بردیم و ترجمه کردیم و درس خواندیم و .. بالاخره اگر بخواهیم در همین سال تحصیلی فارغ التحصیل شویم باید کوه های زیادی را بکنیم دیگر... امروز حتما به همه تون سر می زنم- اگر خدا بخواهد-...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 13:23 توسط ماهک |
|
|
عشقم غیب شده ... از دیشب تا حالا خوابیده... هنوزم بیدار نشده... گفتم داداشی زنگ بزنه ببینه چه خبر مامانش گفت رفته دکتر اومده خوابیده... پس چرا وقتی رفته دکتر به من خبر نداده.. غرغرو شدم اساسی از یه طرف بی خبرم از یه طرف دلم تنگ شده دو هفته است ندیدمش... از یه طرف دلم یه مکالمه عشقولانه می خواد و از همه مهم تر نگرانشم... دوست جونا ببخشید که بهشون سر نزدم...آخه این یکی دو روزه خیلی سرگرم بودم دوره و این حرفا... ان شالله بعد تعطیلات یا قبل تعطیلات اگه مودمم درست شد....وای سرویسم رفت بای.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 15:32 توسط ماهک |
|
|
اي عشق خوب من تا لحظه ي مردن مگه میشه تو بیدار باشی و من بخوابم.. آره میشه اما دلم نمیاد که بخوابم... هی مقاومت می کنم .. هی به تو فکر می کنم... پیامک می دی... بی خیال برو بخواب شب بخیر
دیروز بدجوری خوردم زمین... مچ پام و کف دستم آسیب دیده... اما الان بهترم... بخدا تقصیر سربه هوایی من نبودا... من واسه رفتن به شرکت باید یه تیکه رو از توی پارک رد بشم بعد اینا اومدن سنگای پله های پارک رو یکی در میون کندن که مثلا تعویض بشن و از اونجایی که هم سنگا سفیدن و هم سیمانا تو گرگ و میش صبح کسی (یعنی شخص شخیص بنده) متوجه نمیشه و از پله ها به سمت پایین سقوط میکنه... اگه اینو اضافه کنید به سوختن دستم تو جمعه و در رفتن زانوم در روز شنبه به این نتیجه می رسیم که یا من خیلی حواسم پرته که خیلی بعیده یا دائم دارم بد میارم یا به قول بعضی ها زیادی تو چشمم....
آخه این چه جور عزاداریه ... یه تکیه می زنی یه ضبط و یه آمپلی فایر و هفت هشت ده تا بلندگو می ذاری وسطش و هی روضه و عزاداری پخش می کنی ... یکی مال اونور میدونی ها ... یکی مال اونور میدونی ها... صداشونم می دین تا تهش که یهو اونوری رو دست اینوری بلند نشه و هی رو کم کنی این صدا رو زیاد می کنه ... اون صدا رو زیاد می کنه ... و از ساعت ۵ بعدازظهر تا ۱ و ۲ نصف شب رو روان مردم راه می ری.... اونوقت می گی کلی ثواب کردم تو عزاداری امام حسین شرکت کردم... ترانه ی آواز فاصله شهره که معرف حضور همه تون هست امروز خواستم براتون بذارمش گفتم شاید خوشتون بیاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 13:59 توسط ماهک |
|
|
عمر من تو هستي بمون تا بمونم راستي چرا تمام ترانه هاي عاشقانه با چهره ي تو رنگ آميزي مي شود... با حضور گرمت و نگاه عاشقانه ات... با لبخندت... و با صداي خنده هايت... هر ترانه ي عاشقانه يادآور مردي كه دوستش دارم و دوستم دارد و مي خواهيم كه باهم و در كنار هم زيباترين لحظه ها را بسازيم... هر ترانه ي عاشقانه يعني صداي من هنوز به عشق تو بسته است ... تو نباشي بغض مي كند و مي گيرد و تو كه باشي به اوج مي رسد... هر ترانه ي عاشقانه يعني قلبم براي تو مي شكافد... و يعني من هستم .. تو هستي ... و عشق هست....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 11:11 توسط ماهک |
|
|
you're something else, like a dream without end
![]() Come into my life Go a little deeper Come into my life You could be the keeper صداتو که می شنوم دلم پر می زنه... وقتی آخرش دو رگه می شه و از اینکه نمی تونی کنارم باشی عذرخواهی می کنی بیشتر عاشقت می شم... مرد من تو همیشه رو حم رو حفظ می کنی... با بداخلاقی هات یادم می اندازی که همیشه به یه نیروی برتر خدایی محتاجم و با مهربونی هات بزرگترین هدیه ی الهی رو میون دستهام می ذاری.... کنار تو اوج امنیت و تنها جا برای موندن و عشق ورزیدنه... ترانه ی بالا قسمتی از ترانهThe Keeper كه ياني ساخته و Leslie Millsاجراش كرده كه متن ترانه و آهنگ رو براتون مي ذارم اميدوارم شما هم لذت ببريد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 8:50 توسط ماهک |
|
|
محرم نزدیکه و تو دهه ی محرم یه عالمه نوحه های بی سر و ته از کسایی می شنویم که یه جورایی اگه مسلمون و شیعه ی واقعی باشیم باید خونمون به جوش بیاد... اما عوضش می شینیم گوش می دیم و گریه می کنیم و درحالیکه باید به حال خودمون گریه کنیم که اجازه می دیم عزیزانمون رو اینطور در حد یه آدم ضعیف کوچیک کنن... من هر سال محرم آلبوم مولای عشق علیرضا عصار رو گوش می دم و همراه با اون اشک می ریزم نمی دونم چند نفرتون این آلبوم رو دارین اما فکر کردم گذاشتنش اینجا خالی از لطف نباشه اگه تا بحال گوش ندادین حتما بگیرین... اونوقته که واقعا حماسه ی عاشورا رو حس می کنین.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:29 توسط ماهک |
|
|
می تونم هر لحظه بیشتر و بیشتر عاشقت بشم اما هی جلوی خودمو می گیرم... می دونی اگه اجازه بدم به اندازه ی ظرفیت قلبم عاشقت باشم و اگه همه ی اون عشق رو بهت نشون بدم چه اتفاقی می افته؟!!!!! تو یکی دو پست قبل تر آهنگ Desire ياني رو گذاشته بودم حالا همون آهنگ رو با ترانه و صداي Ender Tomas كه يه خواننده جوونه كه ياني تربيتش كرده مي ذارم آهنگ فوق العاده ايه...سعي مي كنم كم كم كل آهنگ هاي اين آلبوم رو براتون بذارم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 9:49 توسط ماهک |
|
بوته ي ياس باباجون هنوز سه شنبه هفته ی پیش آقاجون خوب و مهربونم فوت کرد... بعد از یه عالمه سختی که کشید... درسته که پیر بود... درسته که مرگ حقه... درسته که عمرش رو کرده بود... درسته که از یه زندگی سخت و زمینگیری و بیماری راحت شد... اما جاش خیلی خیلی خالیه... خدایا آقاجونم تو این دنیا خیلی سختی کشید یه کاری کن که اون دنیا راحت باشه و تو آرامش... خداییش خیلی مظلوم و بی سر و صدا بود... خدایا میگن هر کسی که بعد مرگش چهل تا مومن شهادت به پاکیش بدن به بهشت میره... خدایا آقاجونم آزارش به هیچکسی نرسیده بود.... دلم براش تنگ شده ... خیلی ....
بابایی عزیزم مرسی که این چند روزه مثل یه مرد کنارم بودی... هرچند که حضورت فیزیکی نبود اما روحی همیشه کنارم بودی دلداریم دادی و آرومم کردی... امیدوارم بالاخره یه روز برسه که حضور فیزیکی و روحیمون با همدیگه برای همدیگه باشه....
برای این پست آهنگ رسم زمونه شکیلا رو گذاشتم... با حال و هوای خودم که جور در میاد امیدوارم با حال و هوای هیچکدومتون هیچوقت جور در نیاد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 10:0 توسط ماهک |
|
|
خب تا سر صبح بدوم و مشقامو بنویسم که یه وقت مثل اون بار رو هم تلنبار نشه و دوباره ... راستی مرسی از بلوت و سوته دلان عزیزم.. می دونید وقتی پیام هاتون رو خواندم حس بچه ای رو داشتم که وقتی مشقاشو ننوشته توقع داشته معلمش دیگه دوستش نداشته باشه اما حالا که معلمه دوستش داره کلی ذوق زده شده و کلی هم پشیمون از ننوشتن مشقاش.....
عزیز دلم با عذاب وجدان داشتن چیزی درست نمیشه... دیشب کلی فکر کردم که چه تنبیهی برات در نظر بگیرم اما هرچی فکر کردم دیدم من از اون مامانایی می شم که حسابی بچه شون رو لوس می کنن... هرچی فکر می کنم دلم نمیاد که برات تنبیه در نظر بگیرم... یه عالمه فکرای مختلف دارم اما به نظرم بزرگترین تنبیه تو همون پشیمونیه که برات پیش اومده و باید کم کم ازش بگذری....
و اما آهنگ امروزم هم همین آهنگیه رو وبلاگم پخش می شه و من عاشقشم.... از دکتر شاهکار بینش پژوه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 8:51 توسط ماهک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 |
|
RSS
|